ادعای ابوظبی بر جزایر سه‌گانه ایرانی ابزاری برای هویت سازی در امارات عربی متحده

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

ـ دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

چکیده

امارات متحده عربی ادعای حاکمیت و مالکیت نسبت به سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک را بی‌توجه به این حقیقت مطرح کرده است که این جزایر تا اوایل قرن نوزدهم بخشی از قلمرو بی‌چون و چرای ایران در خلیج فارس شمرده می‌شد: دورانی که گسترش حضور استعماری بریتانیا در کرانه‌های جنوبی خلیج فارس آغاز شده و به ریشه انداختن دانه اصلی پیدایش امارات کرانه‌های یاد شده منجر گردید، در جایی که محل زندگی قبایل وابسته به ایران بود. دیری نپایید که این قبایل ایرانی وابسته به ایران در لباس امارات عربی غیر وابسته به ایران، ولی تحت‌الحمایه بریتانیا ظهور کردند، و بر همان منوال بود که حمایت بریتانیا از گسترش سرزمینی آنان سبب تشویق ادعای سرزمینی آنان در فضایی شد که در آن دوران  تا حدود بسیار زیادی فضایی کاملاً ایرانی بود. اسناد فراوانی در دست است که ثابت می‌کند سراسر منطقه خلیج فارس از دوران‌های کهن باستانی به ایران تعلق داشته است. با این حال استعمار بریتانیا این سه جزیره را در سال 1903 به نام قبایل قاسمی تحت‌الحمایه خود در شارجه  اشغال کرد.
پیش از واپس کشیدن چتر تحت‌الحمایگی خود از این امارات در سال 1971، بریتانیا پیشناد شکل گرفتن اتحادیه‌ای را مطرح کرد متشکل از امارات تحت‌الحمایه خود: ابوظبی، دوبی، شارجه، رأس‌الخیمه، عجمان، فجیره و ام‌القوین به اضافه بحرین و قطر که دو شیخ‌نشین یاد شده اخیر به دلایل خاص خود پیوستن به اتحادیه مورد نظر آنان را رد کردند. در نتیجه برنامه‌های یاد شده انگلیسی بود که از هفت شیخ‌نشین شبه جزیره مسندم  فدراسیون «امارات متحده عربی» در تاریخ 2 دسامبر 1971 به‌وجود آمد و در اندک فاصله پس از تشکیل آن بود که موجودیت جدید به نمایندگی از سوی دو عضوش، یعنی شارجه و رأس‌الخیمه خواستار پیوستن سه جزیره مورد نظر به خاک اتحادیه شد.
از آنجا که طرح ادعای سرزمینی علیه دیگر کشورها تاکتیکی کهن و بس موثر برای کشور شکل گرفته جدید است تا بتواند ملیت برنامه‌ریزی شده جدید خود را قوام دهد و هویت ملی مشخصی را تحصیل نماید،به این امید اختیار کرد که از این راه به وحدت و هویت ملی مورد نظر خود برسد. ادعاهای سرزمینی به منظور تسهیل پروسه ملت سازی سوابقی در منطقه دارد، چنان که ایران در دهه 1930 ادعای حاکمیت بر بحرین را پیش کشید به امید استفاده ابزاری از آن به‌عنوان وسیله تحریک کننده اختلافات کهنه ایرانی - عربی به‌منظور کمک به روند ملت‌سازی که رضا شاه در آن هنگام آغاز کرده بود. همچنین حکومت بعثی عراق در دهه‌های 1950 و 1960 ادعای حاکمیت بر خوزستان ایران را مطرح کرده و آن استان ایرانی را «عربستان» خواند دقیقاً به این دلیل که چنین ادعایی می‌توانست اختلافات تاریخی  خفته ایرانی - عربی را بیدار کند و به قوام گرفتن یک هویت خالص عربی برای عراق در سرزمین نیمه ایرانی بین‌النهرین کمک نماید.
به هر حال، از آنجا که سنت ایرانی حکومت سرزمینی فدرالیته که بر پایه ایده دادگری شکوفا گردید، چه‌بسا در شکل‌گیری مفهوم «حکومت ملت‌پایه» در غرب نیز سهم داشته است که خود در پرتو روند سیاسی فضای حقیقی پس از وستفالیا ظهور کرد. از این‌رو، نویسنده بر این عقیده است که مطالعه فرایند تکاملی شکل‌دهی به هویت سرزمینی ایران می‌تواند نمونه‌ای از ایده هویت سرزمینی را در مطالعه مفهوم سامان «border» (مرز به مفهوم عام و گسترده) در اختیار ما قرار دهد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Abu Dhabi’s claims on three Iranian islands, An instrument of Building a UAE Arab Identity

نویسنده [English]

  • Pirouz Mojtahed-Zadeh
- Associate Professor of Political Geography, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
چکیده [English]


The United Arab Emirates has been laying claims of sovereignty on three islands of Greater Tunb, Lesser Tunb, and Abu Musa, regardless of the fact that these islands formed parts of Iranian dominion in the Persian Gulf undisputedly up until the beginning of 19th century, when British colonial presence began to grow in the southern shores of the Persian Gulf, whereupon the first germs of the creation of the emirates of those shores were sawn in what was Iranian dependant tribal entities. Soon these emirates emerge as Arab entities of no Iranian dependency, but as British protectorates and/thus British support for their territorial expansion encouraged their territorial claims in a political space that was Iranian to a large extent at the time. There are scores of documents proving that the entire region of the Persian Gulf belonged to Iran since time immemorial.  Nevertheless, the British occupied these three islands in 1903 in the name of British protectorate Qawasim tribes of Sharjah.  
Before withdrawing its protection of Arab emirates in 1971, the British called for the formation of a federation of its protectorate emirates of the region, namely Abu Dhabi, Dubai, Sharjah, Ras al-Khaimah, Ajman, Fujairah and Umm-al-qowin, as well as Bahrain and Qatar, the latter two refusing to join the proposed federation for their own reasons. It was as a result of these said British plans that the United Arab Emirates was formed out of the seven emirates of Musandam Peninsula on December 2, 1971, and the new entity began to call on behalf of two of its member emirates, Sharjah and Ras-al-Khaimah for the three islands in question to be added to its territories. Since territorial claims against other states is an old, and highly effective tactic for a newly formed state to enhance its particular design of nationhood and to assume a definitive national identity, it seems the UAE has opted for territorial disputes with Iran, the only non-Arab state of the Persian Gulf in the hope of attaining its desired national unity and identity. Territorial claims for nation-building purposes has precedence in the region, as Iran claimed Bahrain in 1930s in order to use the old Arab-Iranian conflicts to assist the process of nation-building that Reza Shah had started then. Similarly the Baath regime of Iraq claimed in 1950s and 1960s sovereignty over Khuzestan of Iran, calling it “Arabistan” precisely because it re-awakened historical Arab-Iranian controversy in the hope that it would enhance a pure Arabic identity for Iraq of the semi-Iranian region of Mesopotamia.

کلیدواژه‌ها [English]

  • United Arab Emirates
  • Iran
  • Islands
  • Persian Gulf
  • Abu Musa
  • Tunb
  • Nation-building
  • National Identity
  • Iraq
  • Britain