امکان‌سنجی گسترش روابط راهبردی ایران و چین از منظر نظریات اتحاد و همگرایی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 - دانشیار علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 - دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

چکیده

پرسش در مورد علت همگرایی و اتحاد کشورها در سیاست خارجی یکی از مهمترین پرسش‌ها در عرصه مطالعات بین‌المللی محسوب می‌شود؛ از این منظر بسیاری از مطالعات نظری در روابط بین‌الملل بر مبنای تلاش برای فهم این نکته است که چرا و چگونه برخی از دولت‌ها با یکدیگر تشکیل اتحاد می‌دهند. با وجود گستره مطالعات گوناگون در پارادایم‌های رقیب در روابط بین‌الملل به نظر می‌رسد بیشتر نظریه‌های روابط بین‌الملل با وجود تعارض‌های فراوان، در این نکته که اتحادها در واکنش به تهدیدات شکل می‌گیرند، اتفاق نظر دارند و تفاوت اصلی آنها در داخلی و یا خارجی بودن منشا تهدیدات است. بر اساس این نظریات، اتحادها را در تعریفی موسع می‌توان روابط مبتنی بر همکاری‌های رسمی و یا غیررسمی بین دو یا مجموعه‌ای از چند دولت دانست که بر مبنای این روابط، دولت‌های متحد، متعهد به اتخاذ مواضع هماهنگ‌ در عرصه مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی می‌شوند. در همین حال و از سوی دیگر افزایش تدریجی قدرت سیاسی و اقتصادی جمهوری خلق چین در مناسبات جهانی، برخی از تصمیم‌سازان ایرانی را به این جمع‌بندی رسانیده که در قالب دکترین نگاه به شرق می‌توانند سطح جدید و گسترده‌ای از روابط را در قالب اتحاد راهبردی با رهبران پکن، طراحی و تجربه کنند. هر چند در مورد جایگاه چین در نظام جهانی هنوز دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد اما وجه مشترک همه این دیدگاه‌ها بیانگر این نکته است که جایگاه چین در سلسله مراتب قدرت جهانی در حال افزایش است و اگر چین بتواند به آهنگ رشد کنونی خود ادامه دهد تا سال 2020 به ابرقدرتی تمام عیار تبدیل خواهد شد که از این منظر بدیهی است اتحاد ایران و چین می‌تواند حامل دستاوردهای بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران باشد. مطابق آنچه گفته شد، این پژوهش می‌کوشد تا به این  پرسش پاسخ دهد که «آیا دو کشور جمهوری اسلامی ایران و جمهوری خلق چین می‌توانند وارد حوزه ائتلاف و اتحاد راهبردی با یکدیگر شوند؟». در پاسخ به این پرسش ضمن بررسی آموزه‌های روابط بین‌الملل در موضوع اتحاد و همگرایی و همچنین بررسی آمار و داده‌های مستند، این فرضیه را مورد آزمون قرار می‌دهد که «مطابق آموزه‌های نظریات اتحاد و همگرایی در روابط بین‌الملل به نظر می‌رسد دو کشور ایران و چین فاقد شرایط لازم برای ورود به عرصه اتحاد راهبردی هستند.» نتایج حاصله نشان می‌دهد که چشم‌انداز تحقق همگرایی و انحاد راهبردی بین ایران و چین چندان امیدوار کننده نیست و دو کشور در بهترین شرایط فقط به برخی همکاریهای فرهنگی و هماهنگی‌های محدود اقتصادی اکتفا کنند.   

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Feasibility Study Iran-China Strategic Relations: An Alliance Theory Perspective

نویسندگان [English]

  • Massoud Ghaffari 1
  • Shahrouz Shariati 2
1 - Associate Professor of Political Science, Tarbiat Modares University, Tehran
2 - Ph.D Student of Political Science, Tarbiat Modares University, Tehran
چکیده [English]

Question about integration and alliance in foreign policy is considered as one of the most important questions in international studies. From this point of view many of the studies in international relations is based on the effort to realize why and how some of the states unite with each other. Despite different studies in various paradigms in international relations, it seems that most of the international relations theories build a consensus on the matter that alliance is the reaction to domestic or foreign threats. According to these theories alliance can be considered as formal or informal cooperation among two or several states which allied states commit to take coordinated position in political, economy and security areas. Meanwhile and from the other hand the Chinese leadership gradually gives more emphasis to its international responsibility. As a matter of fact, Chinese President Hu Jintao has in 2008 on many occasions stated that after thirty years of reform, the relationship between China and the world has changed profoundly. China has become an important member of the international society, and China is willing to fulfill its international responsibilities. Gradual increase in economical and political power of People Republic of China has caused some Iranian decision makers to think that they can illustrate and experience strategic relations with PRC. Although there are still different perspectives about China’s position in international system, but the common aspect of all these perspectives is that if China can continue evolving with it’s current rate, until 2020 it will transform into a complete superpower. From this point of view it is obvious that the alliance between Islamic .Republic of Iran and People Republic of China can grant great achievement for Iran. The core question of this paper is: If both countries I.R.I and P.R.C can enter strategic alliance together or not? Paper assumes that China and the Iran’s preferences and interests in developing their bilateral relations are driven by the concerns of political strategy and economic gains. In order to explain how and why these countries came to have particular preferences, this paper used the approaches called ‘realism’ and ‘liberalism’, two of the dominant theories of International Relations. The reason to choose these two theories is that we study both political and economic aspects and these two theoretical perspectives deal with these aspects in different ways. Realism and Neo-realism puts an emphasis on politics and liberalism and neo-liberalism stresses economy. Finally the paper will show that according integration and alliance theories in realism and liberalism approach Iran and China do not have the essential quality to enter a strategic alliance.
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • international relations
  • Integration
  • alliance
  • Iran
  • China