کشمیر: یک منازعه حل نشده بین هند و پاکستان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 ـ استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه پتنا، هندوستان

2 ـ دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه پتنا، هندوستان

چکیده

جامو و کشمیر، از زمان ایجاد آن به عنوان یک ملک شاهانه در تاریخ 16 مارس 1846، که خود  نتیجه پیمان امریتسار بین کمپانی هند شرقی (بعداً دولت انگلستان) و مهاراجه گلاب سینگ، همواره قربانی جغرافیای خود بوده، چرا که همیشه مورد طمع قدرتهای رقیب مجاور بوده است. کشمیر به‌عنوان منطقه‌ای با شکافهای قومی عمیق هیچ زمانی دارای یک حکومت با ثبات نبوده است. این منطقه در گذشته منشأ رقابت بین بریتانیا، روسیه و چین بوده است ولی در تاریخ سابقه دخالت مستقیم و درگیری‌های مسلحانه آنها بر سر کشمیر وجود ندارد. اما از زمان خروج بریتانیا و تشکیل کشورهای هند و پاکستان، جامو و کشمیر همانند تکه استخوانی بین آنها در حال کشیده شدن بوده و تا به حال سه جنگ در سالهای 1948، 1965و 1999 بر سر آن رخ داده است. یک سوم از خاک جامو و کشمیر از زمان قرارداد آتش بس اول ژانویه 1949 تحت اشغال پاکستان بوده است. مناقشه کشمیر یک مناقشه بین‌المللی است، که قدمتی 62 ساله دارد. به هر حال به نظر می‌رسد مناقشمه کشمیر، از پیامدهای ناشی از اختلاف «اجتماعی- حقوقی» ناشی می‌شود، چرا که پاکستان از درگیری‌های محلی حمایت می‌کند، در حالی که هند به جنبه‌های حقوقی الحاق به‌عنوان سند استقلال هند در قانون سال 1947تکیه می‌کند. ژئوپلیتیک جنوب آسیا متأثر از مسأله جامو و کشمیر است و دستیابی به صلحی پایدار در منطقه بستگی به قطعنامه‌های مورد حمایت دو طرف خواهد داشت. مقاله حاضر در پی ریشه‌یابی مناقشه کشمیر از سال 1948 به بعد و همچنین ارزیابی قطعنامه‌های متمادی و طرحهای مختلف گذشته برای حل و فصل مناقشه است. 
 
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Kashmir: An Unresolved Dispute Between India and Pakistan

نویسندگان [English]

  • Suddepto Adhikari 1
  • Mukul Kamle 2
1 - Full Professor of Political Geography, Patna University, Patna, Bihar, India
2 - Research Scholar, Department of Geography, Patna University, Patna, Bihar, India
چکیده [English]


Jammu & Kashmir, since its creation as a Princely State on March 16, 1846, as a result of the Amritsar Treaty between the East India Company (later the British Government) and the Maharaja Gulab Singh, has always been a victim of its geography, on account of its location on the threshold of the major powers, both in the past and the present. The State has been subject to consistent pull and push from within (as the State is comprised of the three mutually exclusive geo-ethnic regions with hardened cleavages) and outside. It has never been a stable polity, rather a ramshackle State. Earlier it was a source of rivalries between the Russian, British, and the Chinese, but there is no history of their direct involvement in armed conflicts whatsoever. But, since the withdrawal of the British, following the creation of the two Dominions, India and Pakistan, Jammu & Kashmir has been the bone of contention between the two as they fought three wars on Kashmir in 1948, 1965, and 1999. One-third of Jammu & Kashmir is under Pakistan’s occupation since the cease-fire went into action on January 1, 1949.  The Kashmir dispute is an international dispute, and it is more than 62 years old. The Kashmir conflict, however, apparently appears to an outcome of a ‘communo-legal’ dispute, with Pakistan advocating for a communal solution to the conflict, while India sticking to legal aspect of the accession as per the Indian Independence Act 1947. The entire South Asian geopolitics is focused on the Kashmir, and the peace in the region necessarily depends on the successful resolution to the dispute.  The present paper is an attempt at tracing out the true genesis of the Kashmir dispute since 1948, and evaluating the various proposals, drawn up in successive years, to resolve the conflict.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Kashmir
  • Paramountcy
  • Instrument of Accession
  • Standstill Agreement
  • Plebiscite
  • Conflict Resolution